روز دوم
يكي از اساسي ترين پندارهاي نادرست نسل بشر اين است كه همه گمان ميكنند میدانند عشق چيست و هيچكس به كاوش عشق نمي پردازد . همه گمان ميكنند ميدانند عشق چيست و هيچكس لزومي به چشيدن طعم عشق نميبيند . چنين است كه عشق از جهان رخت بربسته . عاشقاني وجود دارند تهي از عشق. پدر و مادر ها به عشق ورزيدن به فرزندشان وانمود ميكنند و برعكس . زنان و شوهران وانمود ميكنند – وانمود و فقط وانمود.
اين گونه نيست كه آنان اين كار را آگاهانه انجام دهند . ممكن است از آن كاملا ناآگاه باشند .
بايد از همان آغاز به همه گفته شود كه عشق بزرگترين هنر زندگي است،زيرا عشق بزرگترين سحر ، بزرگ ترين معجزه است ... تو نبايد از كنار عشق ساده بگذري . بايد عشق را بكاوي و تا ژرفاي آن رخنه كني . بايد هنر عشق ورزيدن را بياموزي . عشق يك هنر است .... نه استعدادي ويژه ، بلكه نيرويي نهان است . از اين رو ممكن است كل بشريت سرانجام روزي بتواند به اوج عشق برسد . و در چنين روزي است كه بشر به راستي متولد ميشود . ما هنوز در دوراني پيش از اين رويداد واقعي بسر ميبريم .
