عشق
غریبه ای باش با خود !!
زندگی را رودی ببین که بر بستر زمان جاری است.
در ساحل این رود بایست ِ نه کنجکاو باش و نه نگران .
به خس و خاشاک گذشته ات نگاه کن
که بر خاطراتت شناورند و می آیند و میروند -
درست مانند حوادثی که در روزنامه ها می خوانی
از آنها منتزع شو و نسبت به آنها بیتفاوت باش .
یادت باشد که هیچ چیز مهم نیست .
فقط باش.
و آنگاه انفجاری رخ خواهد داد .
اوشو " یک فنجان چای "
+ نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 20:34  توسط فرزاد
|
