تبليغاتX
ذهن آزاد = پرواز

ذهن آزاد = پرواز

پرنده مردنیست ، پرواز را بخاطر بسپار ...

شب اول

 

انسان آنگونه كه به نظر ميرسد كوچك نيست .  او همه ي آسمان و همه ي دريا را قطره

 

درون خود دارد .  بلي ،‌ انسان  در ظاهر

 

 چون قطره اي كوچك است  اما ظاهر

 

انسان فريبنده است . و علم

 

همچنان  فقط به ظاهر ميپردازد ، به آن

 

قطره ی کوچک . كساني كه به ژرفاي

 

خود آگاهي انسان رخنه كرده اند ، هر

 

قدر عميق تر رفته اند از پهناوري او حيران

 

شده اند .انگاه كه به هسته ي وجود

 

انسان برسي ،‌او را كل جهان ميابي و

 

اين همان معرفت خداست . مراقبه كن و هر چه ژرف تر به درون برو . همه چيز

 

در درون نهان است ، تو فقط بايد آشكارش كني !!!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 11:52  توسط فرزاد  | 

روز اول

مساله اين نيست كه كه عاشق  چه كسي باشي يا اينكه عشقت را نثار چه كسي كني  . مساله اين است كه تو 24 ساعت شبانه روز عاشق باشي ، درست همانگونه كه نفس ميكشي.

عشق نيز چون نفس كشيدن  به موضوع و مخاطب نيازي ندارد . تو گاهي در كنار دوستي نفس ميكشي ،‌ گاهي زير سايه ي يك درخت و گاهي درون يك استخر . عشق ورزيدنت نيز بايد اينگونه باشد . عشق بايد دروني ترين هسته ي نفس كشيدن باشد . بايد چون نفس كسيدن طبيعي باشد .

در حقيقت ،‌ عشق همان ارتباطي را با روح دارد كه نفس كشيدن با بدن .

 

پ.ن : متن فوق از مجموعه كتابهاي مراقبه اوشو است كه از اين به بعد

هر دو سه روز يكيش رو براتون مينويسم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 18:57  توسط فرزاد  | 

آتش

 

یکی دیوانه ای آتش بر افروخت آتش fire

 

در آن هنگامه جان خویش را سوخت

 

همه خاکسترش را باد می برد

 

وجودش را جهان از یاد میبرد

 

من آن دیوانه ی آتش پرستم  

 

در این آتش خوشم تا زنده هستم

 

بزن  آتش به  عود و استخوانم 

  

که بوی عشق برخیزد ز جانم

 

بیا آتش بزن خاکسترم  کن   

 

 مسم در بوته هستی زرم کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 11:18  توسط فرزاد  | 

آموزش تله پاتي


تله پاتي (انتقال فکر)

براي انجام اين تمرين ابتدا در مکاني آرام ونسبتا تاريک بدن خود
 
را ريلکس کنيد سپس با چند تنفس آرام و عميق تمام ذهن وبدن خود را آرام کنيد حالا
 
 سعي کنيد به مدت چند دقيقه به هيچ جيزي فکر نکنيد وتمام افکار مزاحم را دور
 
بريزيد ( اگر تمرينات قبلي را درست انجام داده باشيد اکنون براحتي مي توانيد فکر و
 
ذهن خود را آرام کنيد و يک خلا فکري خوبي داشته باشيد.) . پس از انجام اين مراحل
 
آمادگي لازم براي انتقال فکر را داريد درابتدا سعي کنيد با موضوعاتي ساده کار کنيد تا
 
به تدريج هم تسلط شما بر تله پاتي بيشتر شود و هم اعتماد به نفس شما براي
 
انجام تمرينات سنگينتر و مشکلتر افزايش پيدا کند .حالا فرض ميکنيم که مي خواهيم
 
 که فکري را انتقال دهيم (تله پاتي)

 در حالي که در کاملا ريلکس هستيد چشمان خود را آرام ببنديد وفردي را که
 
ميخواهيد با او تله پاتي داشته باشيد در نظر بگيريد کنيد تمام حالات روحي و فيزيکي
 
 شخص مورد نظر از قبيل شکل وحالت صورت - طرز صحبت کردن - چيزهاي مورد
 
علاقه آن شخص و ... را دقيقا در ذهن خود تجسم کنيد به شکلي که هم اکنون آن
 
شخص درروبروي شما قرار گرفته و شما داريد با او صحبت کرده و به چهره او نگاه
 
ميکنيد اکنون تصوير ذهني خود را بزرگتروشفافتر کنيد و دقيقترين جزييات را به شکلي
 
 واضح وشفاف در تصوير ذهني خود ترسيم کنيد. تقريبا چيزي شبيه يک فيلم با همه
 
جزييات آن. حالا از او بخواهيد که کاري را انجام دهد همانطور که گفتم در ابتدا با
 
چيزهاي ساده شروع کنيد مثلا از او بخواهيد که به شما تلفن کند بعد از اين که در
 
 اين کار موفق شديد سعي کنيد در تمرين بعدي با استفاده همين روش از او بخواهيد
 
همين عمل را در يک زمان مشخص انجام دهد و به همين شکل مي توانيد تمرينات را
 
گسترده تر ومتنوعتر کنيد


 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 18:57  توسط فرزاد  | 

عشق از ديدگاه افراد مختلف جامعه

 عشق از ديد يک رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم)

عشق از ديدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و اين سکينه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکينه شام چي داريم؟....)

 

برای خواندن  باقی دیدگاه ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 14:1  توسط فرزاد  | 

ماهی

ماهی شده بود باورش  ....  تور اگه بندازن سرش

میشه عروس ماهی ها ....شاه ماهی میشه همسرش

ماهی باورش نبود ...   تور اگه بندازن سرش

نگاه سرد ماهیگیر .....  میشه نگاه آخرش

DOLPHIN

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 23:18  توسط فرزاد  | 

پیله و پروانه

A small crack appeared on a cocoon

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شدپروانه

A man sat for hours and watched carefully the struggle

of the butterfly to get out of that small crack of cocoon.
شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد

Then the butterfly stopped striving it seemed that she was
exhausted and couldn't go on trying.
آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده
و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد

The man decided to help the poor creature.
He widened the crack by scissors.
the buterfly came out of cocoon easily, but
her budy was tiny and her wings were wrinkled.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد
پروانه به راحتی از پیله خارج شد، اما جثه اش ضعیف و بالهایش پروکیده بودند

The man continued watching the butterfly.
He expected to see her wings become expanded to protect her body.
But it didn't happen!
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثۀ او محافظت کند
! اما چنین نشد

As a matter of fact, the butterfly had to crowl
on the ground for the rest of her life, for she could never fly.
در واقع پروانه ناچار شد همۀ عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند

The kind man didn't realize that God had arranged the limitation of cocoon,
and the struggle for butterfly to get out of it, so that a certain fluid
could be discharged from her body to enable her to fly afterward.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را
خدا برای پروانه قرار داده بود، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود
و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد

Sometime struggling is the only thing we need to do.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم

If God had provided us with on easy life to live without any difficults,
then we became paralysed, couldn't become stronge,
and could not fly.
اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشگلی زندگی کنیم، فلج می شدیم
به اندازۀ کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم

I asked for strenght, and
He provided me with enough difficulties to become srtong.
I asked for knowledge and
He provided me with problems to solve.
من نیرو خواستم و خداوند مشگلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم
من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد

I asked asked for prosperting and promotion, and
He provided me with ability to think and hands to work.
I asked for bravery, and
He provided me with obstacles to overcome.
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم
من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد، تا آنها را از میان بردارم

I asked for motivation, and
He showed me people who needed help.
I asked for love and
He provided me with opportunity to give love to others.
من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم

I didn't get what I wanted...
but
I was provided with what I needed.
... من به آنچه خواستم نرسیدم
اما
آنچه نیاز داشتم، به من داده شد

Don't worry, fight with difficulties and
be sure that you can prevail over them.
نترس، با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی


از کتاب پیله و پروانه

پ/ن : برگرفته از وبلاگ 

http://www.zsz.blogfa.ir/

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 11:49  توسط فرزاد  | 

پشته بوم

پشته بوم

 

میخوام بگم  بی من نرو

میخوام بگم با من بمون

میخوام بیاد تو برم 

گاه گاهی روی  پشته بوم

 

میخوام ستاره ها بگن

دروغ نگفته آسمون

که بر میگرده باز یه روز

فرشته ای رو پشته بوم

 

اما میون این همه

 غبار و دود شهرمون

که دیگه هیچی پیدا نیست

از اون روزای پاکمون

 

چجوری من پیدا کنم

نشونی از رنگین کمون

داد بزنم بازم بییاید

 فرشته های مهربون

 

شاعر : خودم

 

پ/ن : ذهن آزاد !!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 10:31  توسط فرزاد  | 

تنها آرزوی کودکانه من !

 

میخواهم پایم را از مکان فراتر بگذارم تا به

 

بی زمانی برسم !!!

 

 

time زمان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 19:37  توسط فرزاد  |